محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
160
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
بر پشت پيامبر نگريستم و در ميان شانههايش ، به مهرى كه چون جاى حجامت بزرگ بود ، بر خوردم . ( 1 ) ( در روايت ابو عبيد آمده است : از بكر پسر عبد اللّه مزنىّ روايت است كه پيامبر خدا ( ص ) به امپراتور روم نامه نوشت و او را به اسلام فرا خواند . چون فرستادهء پيامبر نزد وى آمد ، امپراتور به گويندهاى دستور داد و او به آواز بلند گفت : « آگاه باشيد كه امپراتور آيين ترسايى را رها كرده و دين محمد را پذيرفته است . سپاهيان وى كه سلاح در دست داشتند ، آمدند و گرداگرد كاخ او را گرفتند . پس از آن ، وى به گويندهء خود فرمان داد و او فرياد بر آورد : هان آگاه باشيد كه امپراتور ، خواست تا پايدارى شما را در راه آيينتان ، بيازمايد . از اين رو بازگرديد كه وى از شما خشنود است » . سپس وى به فرستادهء پيامبر گفت : « من بر پادشاهى خويش ، بيمناكم » . و به پيامبر خدا ( ص ) نوشت : « من مسلمانم » . امپراتور ، دينارهايى براى پيامبر ( ص ) فرستاد . هنگامى كه رسول خدا نامه را خواند ، گفت : دشمن خدا دروغ گفته است و او مسلمان نيست ؛ بلكه بر آيين مسيحيت ، استوار است . پيامبر ، پولها را بخش كرد . . . ابو عبيد گويد : به باور من ، دينارهايى را كه هراكليوس فرستاده بود ، در تبوك به دست پيامبر رسيد . 1 . متن « بطارقة » جمع بطريق ، معرّب پاتريارك ، مقامى است روحانى در مسيحيت فراتر از كشيشى و پايينتر از اسقفى . - م . 2 . متن « برانس » جمع برنس ، نوعى كلاه كه به تركى آن را باشلق و باشليق گويند و پوششى است كه كشيشان مسيحى بر سر نهند و پارسايان صدر اسلام نيز بر سر مىنهادند اين كلاه غالبا سه گوشه است و دستكهايى دارد كه بر روى شانهها و سينه فرو مىآويزند . - م . 3 . سورهء قصص / 56 . 4 . اين گفته با آنچه كه در كتب تاريخ و در اين مجموعه آمده است ، سازگار نيست . احتمال دارد تكرار عبارت قبل مربوط به عمل خسرو باشد . بنگريد : همين مجموعه شمارههاى : 23 ، 24 و 25 . - م . ( 2 ) 29 به اسقف روم در قسطنطنيه بس ج 1 / 2 ( ش 43 ) . مقابله كنيد : طب ص 1567 ؛ المنتقى ، أبو نعيم ورق 31 / ب - 32 / الف ؛ سنن سعيد بن منصور ؛